شمس سراج عفيف
289
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
و وسعت « 2 » بىپايان و غلهاي « 3 » ارزان - و هيچ خوف مظلم « 4 » پادشاه و ذره ذره هراس حاضر و غائب نه - اگر در عهد دولت سلطان فيروز شاه چون آئين سلاطين اهل گاه اگر سبب مصلحتي حاضر و غائب شدي تا خلق از خانهاي خويش از تاثير تشويش بيش بتعجيلترين در ركاب سعادت پيوندند چند روز آوازهء حاضر و غائب ميشد - و هرگز بانتها نرسيد - البته در عهد فيروز شاه از بركت عقيدهء نيك آن پادشاه طائفهء تركشبندان از سبب حاضر و غائب بىنان نشدند - المقصود در لشكر سلطان فيروز شاه برگزيدهء حضرت « 5 » آله در هر وثاقي و اوتاقي خوشي و خرمي بىاندازه بود - و « 6 » بحدي فراخي بود كه در هر خيمه مطربان سرود ميگفتند - و صاحبان دستگاه الوان نعمت خرج ميكردند - خلائق را از غايت خوشي و خرمي بازگشتن از لشكر خوش نيامدى - زيراچه در شهر در خانهاي همگنان آسودگي چنان بود - كه اصحاب لشكر را به هيچ وجه تعلق خانه در خطرهء ايشان نگذشتي - و در لشكر از آثار بسياريء دستگاه كثرت خوشي و خرمي تا كار لطافت و فراغت خلق به جائى كشيد كه چندين مسلمانان براي اندك مصلحت برابر ركاب رايات اعلى شده ميگشتند - و از بسياريء فرحت و بهجت بازگشتن خوش نيامدى - و طوائف اهل بازار از بسياريء دستگاه اسباب و اموال ساكنان شهر دهلي با
--> ( 2 ن ) سعادت * ( 3 ن ) غلهاي ارزان و نعمتهاي بىپايان * ( 4 ن ) ظالم * ( 5 ن ) حضرت ودود * ( 6 ن ) تا بحدي *